پیام سایت
فرم ارسال
لینک های مرتبط
| داستان مرد خوشبخت |
|
|
|
| نوشته شده توسط سعیده صباغزادگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شنبه ، 17 بهمن 1388 ، 11:13 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند». تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تنها یکی از مردان دانا گفت : که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند. شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آخرهای یک شب، پسر شاه خوشحال شد پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، (۱۸۷۲)
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

داستان مرد خوشبخت 





