top
logo

پیام سایت

ما به آزادی بیان اعتقاد داریم. بیان سخنی است که از هرگونه اهانت یا شبیه آن بری باشد. سیمین بهبهانی

مطالب کلاسی واژه نامه شهر به شهر بچه های کلاس: قسمت اول

واژه نامه شهر به شهر بچه های کلاس: قسمت اول مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط محمد حسین محمودی میمند   
يكشنبه ، 27 تیر 1389 ، 11:00


شهربابک!

آبید (Aabid): آبی

آروسو(Aaroosoo): سوسری

آغل بستن ماه: تشکیل هاله دور ماه

آشق(قاشقو)(aashogh): کشکک زانوی گوسفند که رنگ آمیزی میشه و تو یه بازی محلی ازش استفاده میشه

ازی ور بد(azi var bad): از این به بعد

انگور مادر بچه: انگور با دونه های ریز و درشت

اشناس(eshnaas): آشنا

اشنوز(eshnooz): عطسه

اسخون دار: خانواده دار و اصیل

الولو(olooloo): اشک

امید داشتن: حاملگی

باچوک: گهواره

بچکا: بچه ها

بره دو مادره: فردی که از دو طرف مورد توجه و محبت است

بلتیز کردن(boltiz): عصبانی شدن

پس کتمه: محل اتصال جمجمه به گردن! این از واژه های آناتومیکه!

پلموت زدن(polmoot): بی حالی!

پلوش پلوش: تکه تکه!

پنتلیسق(pentelisgh): کوچک

پیشوا در خود: خود سر

تارف بش بادمی: تعارف الکی

تپ تپی اسبس: نوعی نان که در سال 1320(جنگ جهانی دوم) به دلیل کمبود آرد با یونجه و کمی آرد پخته میشد! (تپ تپی نونیه که درصد آردش کم باشه)

تلواسه(talvaaseh): اشتیاق خواستن چیزی

تمتاته(temaateh): گوجه فرنگی! (واژه میمندی!)

تمل پا زردالو: آدم خیلی تنبل

تنزو ختائی: دارویی بسیار کمیاب برای درمان بسیاری از بیماری ها (به معنی چیز با ارزش)

تو ___ خوردن: عبرت گرفتن (___ رو از خودم بپرسین، نمیشد تو سایت زد!)

تیترکو: آبله مرغون

جادنه زاروک(jaadeneh zaarook): لونه زنبور (گویش روستای میمند)

چروق افتو(choroogh oftow): طلوع آفتاب (هنو افتو چروق نکرده)

چش کشی: چشم و هم چشمی

چش گریزو: قایم موشک

چقاردن(cheghaardan): فشردن

چل دخترون: نام چشمه ای در منطقه جوزم، معتقدند که چهل دختر در آب آن شنا میکردند که سواری از راه میرسد، آرزو میکنند سوار آنها را نبیند و تبدیل به چهل درخت چنار می شوند!

چنگی تو بال زدن(chengi too baal zedan): استراحت کوتاهی کردن!

چوری: جوجه

حل رفتن مرغ: مرغه یه جایی تخم بذاره که صاحبش خبر نداشته باشه!

خرخرو(kherkheroo): Larynx (بهGasping هم اطلاق میشه)

خروسو: همون صد دانه یاقوت دسته به دسته (البته یه دستش)

خشتک بالشتک: آفتاب مهتاب (نوعی حرکت نرمشی دو نفره پشت به پشت)

خود کشون کردن: زحمت زیاد!

خونه کلاغو: درست کردن یه سقف با گل ته جوب، از یه پای برهنه به عنوان قالب استفاده میشه! (من عاشق این بازی بودم!!)

دخترا (فتحه روی ت رو بکشید): دخترها در روستاهای شمالی! تو روستاهای جنوبی به دال کسره میدن.

دده(dedeh): خطاب دو خانم به هم دیگه تو صحبت دوستانه.

درخت کت کنو: دارکوب

دساس: آسیاب دستی

دس نماز: وضو

دم بلیسکو: Coccyx

دیدر(deider): دکتر

راس روته شدن: گلاب به روتون Diarrhea

رز مرتضی علی: درخت انگوری در روستای "آبدر میان" که مردم برای حل مشکلاتشان به آن پارچه میبندند.

روغن لیسو: مارمولک

زردنبوک: Jaundice

زغور بیگو(zaghoor beigoo): التماس

زنگله(zengeleh): زنگوله (سال 1327 ه.ش در شهربابک به سال زنگله ای معروفه، چون تو این سال به علت سرمای شدید از درختا قندیل آویزون بوده!) (زنگله پا تابوت یعنی بچه ای که سر پیری متولد بشه)

زو کشیدن: مجازاتی تو یه بازی محلی (ارنشک برنشک) که فرد بازنده باید با صدای زو(zooooo…) مصافتی رو بدوه و صداش قطع نشه. (من اصلا با این بازی حال نمیکردم، هیچوقت نتونستم "چوق پل" رو درست بزنم)

سبیل چربو: پشت لب یه نفر رو با انگشت شست محکم بکشیم. (من چشیدم، خیلی میسوزه!)

سخریتو یا سرخ ریته(sokhritoo): Esophagus

سر روزه ای: هدیه ای که به کودک در اولین روزه گرفتن داده میشه.

سنگ کنی(sang kanni): فلاخن

سوزنو(soozenoo): سنجاقک و نام یه گیاه به شکل سوزن

سیتکو: کرم (سیتکوش میتکه: داره اذیت میکنه، بازی در میاره "میتکه یعنی تکون میخوره")

سیرو بنه(sireu beneh): یه غذا که با بنه (پسته وحشی)، آب و نمک درست میشه. (آقایون اگه یادتون باشه یه دفعه تو خوابگاه خوردیم)

سیسلالنگو(siselaalengoo): یه پرنده لاغر (به افراد لاغر اطلاق میشه)

سیعلم لو ماسی(si’alam e lew maasi): یه میش با بدن سفد و سر سیاه با یه خال سفید روی بینی. (واژه تخصصی دامداری)

شاین: روشنایی!

شکست دل: بازم گلاب به روتون! (ربطی به غوزفیش شدن نداره!)

شو مومنو(shew moomenoo): شب اول اسفند؛ اعتقاد بر اینه که تو این شب حتما باید آش جو پخته بشه وگرنه "مومنو" میاد و با یه حرکت ناشایست اجاق خونه رو خاموش میکنه!

شونه به سر: هدهد (من تا مدتها نمیدونستم هدهد که میگن همون شونه به سر خودمونه!)

شیر جوش: شیر مادر هنگامی که عصبانی و ناراحت است، از دادن آن به طفل پرهیز میشود!

صندوقو: کفشدوزک (گویش روستایی دهج)

علف جوش: اواخر اسفند که گیاهان شروع به روییدن میکنند.

فیق: سوت (فیقو اناری: بچه پر سر و صدا)

قاشقو: بچه قورباغه (به پتلای گوسفند هم میگن)

کاچی: یه غذا که با آرد و شیر تهیه میشه (ای وای من کاچی میخوام!)

کرت باغو: یه بازی کودکانه، درست کردن چیزی مثل زمین کشاورزی کنار جوب آب و آبیاری آن. ( طبق تجارب من این بازی با استرس زیاد همراهه، چون اگه کشاورز صاحب آب سر برسه از خجالتتون در میاد!)

کرنو(kornoo): تنور مخصوص پخت نان محلی (نون کرنو).

کشمش خوار: فردی که به آهستگی غذا می خورد.

کلاکشو(kelaakeshew): نوعی وسیله پرتاب سنگ که از سه قسمت "کلاک"، "کش" و "کل" تشکیل شده، کش، کل را به کلاک متصل میکند، سنگ در کل قرار میگیرد و... بی خیال بهتره که توضیح ندم چون وسیله مخوفیه!

کلوخ چش دار: فرد ساکت و بی حرکت

کله گرگی بردن: بردن سر گرگ برای چوپان و دریافت پاداش (معمولا یه کره یا بره به عنوان پاداش داده میشه)

لو دورو(lew dewroo): یه چیزی شبیه آنژیوادم

لولو چغاردن(cheghaardan): گریه کردن

لم لیسکو(lam lisekoo): لاغر و ضعیف

ملا "ادب"، "اشرب" یا "انفق": آقا اجازه! ما ... (هر کدوم از واژه ها تو یه شرایط خاص استفاده میشده، مثلا اشرب برای اجازه آب خوردن)

میسکار: آدم پر حرف

مل قره قرطاس(mol ghere ghertaas): ملایی که سواد نداره

مس مسو(mes mesoo): فردی که با خونسردی تمام کارشو انجام میده

مرقندو(morghendoo): ناز، عزیز، زیبا

مرغ کتی(morgh e koti): فرد گوشه گیر

ور اوزید(var ewzid): ناپدید شد

ور رو غروت افتیدن(var roo ghoroot oftidan): جو گیر شدن

ور هم مالیده: کسل و افسرده

هزار پیشه: صندوق مخصوص حمل ظروف به اندازه شش نفر که با مخمل پوشیده میشود و جای هر ظرف مشخص است.

هلم حشور(halam hashoor): درهم و برهم

نکته: بعضی از این کلمات منسوخ شدن و خیلی از کلمات تو محل های خاصی استفاده میشن مثل همون تماته که تو میمند استفاده میشه.
هدف از این مطالب آشنایی بیشتر با فرهنگ همکلاسیامونه، از نخوندن مطلب و هتک حرمت بپرهیزید! در غیر این صورت با سنگ کنی خوابگاه رو رو سرتون خراب میکنم! (کی! تو؟)
شوخی کردم، منتظر واژه های شهر شما و آداب و رسوم قشنگتون هستیم.

نظر
افزودن جدید
كيانوش  - معادل كلمات ميمندي در جيرفت و حومه!!!!   |تاریخ : 26-07-2010 ساعت : 02:43:26
خيلي با حال بود حسين جون كلي خنديدم
پلوش پلوش= تکه تکه=پت پت
زنگله پا تابوت = بچه ای که سر پیری متولد بشه=تخم،مرغ كرچ
تمتاته= گوجه فرنگی=tomato(اين كلمه كه ديگه اخرشه!!!)
فیق: سوت (فیقو اناری!!!!!!!!!!)
واژه هاي زير كاربد پزشكي هم دارند؟؟؟؟؟؟ پتیترکو: آبله مرغون
دم بلیسکو= Coccyx
دیدر=دکتر
راس روته شدن= Diarrhea
محمد حسين محمودي  - قدمتون روي چشم   |تاریخ : 23-07-2010 ساعت : 00:18:09
ما پيشاپيش قربون شما امواج ميريم!
؟؟؟؟؟؟   |تاریخ : 21-07-2010 ساعت : 11:59:21
شهربابک یا لس انجلس
احمد   |تاریخ : 20-07-2010 ساعت : 18:53:53
لطفا به واژه های اصیل شهر های خودتون اشاره کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ضمنا ما اصلا به گوجه تماته نمیگیم،نمی دونم از کجا درش آوردی؟؟!!!
عليرضا   |تاریخ : 20-07-2010 ساعت : 08:26:46
حسين جون خيلي باحال بود
راستي احمد من كه ميدونم اناري ها هم به گوجه ميگن تماته خودتو به اون راه نزن
راستي ما هم به هدهد ميگيم شونه به سر
بچه ها يه جمله اصيل اناري! هركي معني كرد جايزه داره!
اِو اَ ناسارا شُرِِ‌ي رِخت تَي جُل گُلمُت كردم كردم توش!!!
لطفا چغلش دِ لَرد رو هم معني كنيد
اين ديگه لهجه كرموني بود
محمد حسين محمودي  - !!!   |تاریخ : 20-07-2010 ساعت : 01:26:04
___
حميد تو فالوده شيرازي دوست نداري؟ ديدم اصلا نميخوري!!!
آقاي شناس! ميشه بگين چي بوي قروت نميده!
محسن جون خودت كه بهتر ميدوني، من فقط سنگو ميدونم چيه!
اونايي كه منتظر گويش شهر بعدي هستين مثل علي جون، همه منتظر كلمات و گويش شهر شما هستيم!
محسن   |تاریخ : 19-07-2010 ساعت : 17:36:38
محمد جان اين اصطلاحاتو ول كن ،سنگ مي دوني چيه؟!!
طالبی   |تاریخ : 19-07-2010 ساعت : 14:31:55
سلام قشنگ و جالب بود منتظر گویش شهر بعدی ام
shenas   |تاریخ : 19-07-2010 ساعت : 03:55:36
hosein ina chi bidan male kodom keshvaran esme keshvarashono nam bebar chand estelahe mashhadi boye ghorot mide kafshet yani kheyli hal mide kesh beramesh estelahate badiro az ketabe estanforberije shahre mashhad bekhonid
حمید   |تاریخ : 18-07-2010 ساعت : 22:54:50

حسین جون من که هیچ چیز از این کلمات نفهمیدم بچه های کلاس ما که اینجوری صحبت نمی کنن
ولی منم می خوام یه دونه آموزش لحجه یزدی رو براتون بگذارم :
خش : کلمه ی پر کاربرد و رایج در گویش یزدی ها - به معنای خوشمزه ، باحال ، دوست داشتنی
مثال : ما یزدی ها فالوده شیرازی خشمون نیست یعنی ما یزدی ها فالوده شیرازی دوست نداریم
باحال بود نه
احمد   |تاریخ : 18-07-2010 ساعت : 18:54:21
_______يعني چي؟
شاين؟؟؟؟؟!!!!!!
سيعلم لو ماسي خيلي تلفظش سخته؟؟؟چين اينا؟!!!!!!!
چل دخترونش خيلي عجيب بود(البته همش عجيب بود ولي اين يكي يه ذره عجيب تر).
ناشناس   |تاریخ : 18-07-2010 ساعت : 15:47:12
کار جالبیه موفق باشید
موج   |تاریخ : 22-07-2010 ساعت : 15:39:43
حمید چشی می گی؟
ما فالوده یزدی خشون نی؟

ما پایه هستم برا اینکه لهجه یزدی رو به چالش بکشونم منتهی تو خیل یزدیا کسی دیگه نمی خواد این کار ارزشمندو بکنه؟
اگه نا ما تا چند روز ( از 3 تا 30 )دیه این کار ارزشی رو بکنیم.
آهان تا یادم نرفته حسین شاید اخر تابستون بیایم شهر بابک خروسوک خورنی باهم به پا کنیم البته اگه دعوتمون کنی!
نظرات
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
:لبخند::ناراحت::چشمک::نیشخند::پلک::بغل::سوال::قلب::خجالت::زبان::ماچ::دلشکسته:
:تعجب::منتظر::واه واه::مغرور::شیطان::گریه::خنده::اجازه::ساکت::خنثی::متفکر::دست:
:خرخون::شوخی::عصبانی::قهقهه::سوال:خداحافظ::اضطراب::هورا::وحشتناک::گل:

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نام نویسنده مطلب : محمد حسین محمودی میمند


برای مشاهده سایر مطالب نوشته شده توسط این کاربر اینجا را کلیک کنید

مطالب پر بیننده :

حاضرین در سایت

ما 16 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز161
mod_vvisit_counterدیروز311
mod_vvisit_counterکل بازدیدها85833

bottom

همكاران ارتباطي گروه پزشكي 86